شب است، سکوت است، تنهایی است
رخوتی است در میان احساس
احساس رفته است، جایش را انتظار تاریک نجات گرفته است
آیا نجاتی وجود دارد
چه شد با ما که احساس نوشکفته را از ریشه کشتیم؟
سیاهی شب بر ما باد، بر ما گرفته، از ما نخواهد رفت…
ستاره ها هم نخواهند درخشید.
Archive for تیر ۲۸م, ۱۳۸۷
ای عشق که لابلای امواج و سیمها اینور و اونور میری، با سرعت نور هم میتونی دنیا رو عاشق کنی. فکر کنم با سرعت نور هم میتونی از بین بری!
عجب دنیاییه، دنیای دیجیتالی با عشق دیجیتالی!
اگر یه وقتی این امواج و سیمها از بین برن تکلیف عشق بشریت چی میشه؟!