شاید راههای آسونتری برای زندگی کردن وجود داشته باشه، اما چرا بعضی از ما سختترین رو انتخاب میکنیم؟!
شاید چون امید داریم که با گذروندن سختیها، به لذتی میرسیم که در نتیجه راههای آسونتر وجود نداشته باشه، و شاید ایمان داشته باشیم که اگر هدفی رو با سختی بدست آوردیم، به راحتی از دستش نمیدیم!
خدایا کمکم کن نا امید نشم…
خرداد ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۸:۱۳
salam va ghahi ham nemidanim cheh entekhab mikonim?!
سخن هفته:
آن انسانی که هنوز آنچه را که
به خود نمیپسندد ، بر دیگران
میپسندد و هنوز آنچه را که
به خود میپسندد، بر دیگران
نمیپسندد، از عرفان الهی
هیچ بهرهای نخواهد برد.
استاد تقی جعفری
خرداد ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۰:۰۲
سلام.
من فکر کنم اگه آسانسوری پیدا کنم بی درنگ سوارش بشم .
وقتی راههای نزدیکتری برای رسیدن به مقصد وجود داره برای چی خودمونو خسته کنیم ؟!!
.
فضای سایتتون بخصوص رنگش زیباست .
.
شاد باشید و موفق
خرداد ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۱۹
سلام :
خداوند انشاءالله کمکت میکنه منم برات دعا میکنم
خرداد ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۴۱
امید که نا امید نمیشه
خرداد ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۲۲:۳۱
مرسی فرناز جان و سانی جان
خرداد ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۸:۳۶
کسی که با وجود راه آسونتر راه سخت رو انتخاب میکنه کمی در فکر کردن ناشیه !
اون راه آسونتری که ازش حرف میزنی رو قبول نداری ! به چیزی که باورش نداری فکر نکن و ازش حرف نزن .
خدا هیچ امیدی رو ناامید نکنه … ایشالا
خرداد ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۸:۳۸
در خلوت خودت سفسطه بازیی ! نکن … دنیا در عین پیچیدگی بسیاااااااااااار ساده است … ساده و احمقانه !
خرداد ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۲۱:۵۵
به لیلا:
نمیدونم، شاید واقعا دارم سفسطه بازی میکنم!
شاید هم همیشه باید راههای ساده ترو انتخاب کرد! ولی نمیدونم چقدر حرفم برات قابل درکه، اما بعضی موقعها (خیلی نادر) حس میکنی که راه سخته تو رو به آرامش میرسونه!!
فقط یه حس
معلوم نیست که آخرش اشتباه باشه یا درست.
خودمم نمیفهمم چی میگم…
خرداد ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۲۵
می فهمم …
اما حرفم همینه که اون راه آسون رو قبول نداری . اون به تو حس خوبی نمیده . پس طبق اون رفتار نمیکنی …
میدونی چیه ؟! هرکاری ” عشقت ” میکشه انجام بده . فقط همین .