نمیدونم چرا کوچه ها برام بن بستند!
نمیدونم چرا راهم همیشه درازه!
نمیدونم چرا هدف همیشه برام دوره!
احساس خستگی میکنم…
شاید دیگه خستگیم نره.
نمیدونم چرا کوچه ها برام بن بستند!
نمیدونم چرا راهم همیشه درازه!
نمیدونم چرا هدف همیشه برام دوره!
احساس خستگی میکنم…
شاید دیگه خستگیم نره.
فروردین ۲۷م, ۱۳۸۷ at ۰:۱۹
سلام وحید جان
امیدوارم حات خوب باشه
این مدت گرفتار بودم نیومده بودم چه قدر آپ کردی؟!!
چرا تو حرفات یه بار امید میبینیم یه بار ناامیدی ؟؟؟ یه بار از عشق حرف میزنی یه بار از خستگی؟
من که نفهمیدم !!!
بهرحال امیدارم همیشه شاد و عاشق و سلامت باشی و زود به زود آپ کنی !!
فروردین ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۴۱
سلام نگران نباش بن بست ها اگرچه که بد به نظر می رسن اما ممکنه که تو رو از رفتن به راهی که بعدا ممکنه پشیمونت کنه باز دارن.
و اینم بدون که این آدمای بزرگ هستند که هدف هاشون توی دور دست هاست وناراحت نباش چون تو هم یه آدم بزرگی.
راستی قالب سایتت هم خیلی قشنگه. شاد باشی و پیروز