شاید عشق لحظهای حرفهای عاشقانه زدن باشد
شاید عشق عطش رسیدن باشد
شاید عشق انتظار یک سلام باشد
شاید عشق دل نگران باشد
شاید عشق نگاه لرزان باشد
اما عشق، فقط گم شدن است! هیچ شدن است! نبودن است!
تونستی بفهمی؟…
شاید عشق لحظهای حرفهای عاشقانه زدن باشد
شاید عشق عطش رسیدن باشد
شاید عشق انتظار یک سلام باشد
شاید عشق دل نگران باشد
شاید عشق نگاه لرزان باشد
اما عشق، فقط گم شدن است! هیچ شدن است! نبودن است!
تونستی بفهمی؟…
فروردین ۸م, ۱۳۸۷ at ۰:۰۴
سلام
نه!!!!
فروردین ۸م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۴۹
تعبیر خیلی زیبایی بود واین فنا شاید به نوعی همون نهایت هم باشه اگه بپذیریم که رسیدن به یک پرتو از آفتاب هستی اتصال به کل اونه
فروردین ۱۰م, ۱۳۸۷ at ۰:۳۳
سلام . سال نو مبارک
کاش اینجا اسمایلی داشت . دلم میخواد گل بذارم . می تونی خودت تصورش کنی ؟
در مورد عشق و همه مطالبی که در این صفحه می خونم … عشق این نیست !
امیدوارم بابت حرفهایی که زدی اعتماد و از اون مهم تر امیدت رو از دست ندی
اما اگر هم حرفهات بین تو و او یخ زد
اگر هم به در بسته خوردی
اگر هم مثل خیلی دفعات گذشته بغض کردی
نگران نشو … نشو … نشو
تو به آنچه سزاوارش هستی خواهی رسید … ایمان دارم .
* در مورد گذشته … با اینکه معتقدم در اون برهه از زمان کاری که فکر می کردم برای تو ( و البته خودم ) کمترین درگیری و معضل رو ایجاد میکنه انجام دادم ، اما تاسفی عمیق همراهم باقی مونده … تاسفی برای من و تو (من و تو همه ایم . مگه نه ؟!)… که تنهائیم … تا همیشه … و تا عمیق ترین لایه های درونی روح هامون .
توصیه میکنم ” بار هستی ” از ” میلان کوندرا ” رو بخونی …
شاد باشی
یاعلی
فروردین ۱۰م, ۱۳۸۷ at ۲۳:۳۱
سلام عزیزم
نمی دونی چقدر خوشحال شدم دیدم بهم سر زدی
خیلی خوشحالم کردی
فروردین ۱۱م, ۱۳۸۷ at ۱۹:۴۹
به لیلا:
ممنون.
اغلب مواقع ما آدمها کارهایی میکنیم که اثرات اون خیلی بیشتر از اونکه تصورشو بکنیم، بهمون آسیب میزنه!